تبلیغات
کردستان - کــرد ایـــــــلام
پنجشنبه 5 آذر 1388

کــرد ایـــــــلام

   نوشته شده توسط: محمد طاهر    

نظر به آن كه این مقاله با هدف بررسی جایگاه زبان كردی ایلامی تهیه شده است، از بحث در باب كردهای مناطق دیگر خودداری می‌كنیم و به كنكاش درباره كردهای ایلام و كردی ایلامی می‌پردازیم.
كردها ، جمعیت اصلی و عمده استان ایلام هستند. آنان در شهرهای ایلام، ایوان، مهران، شیروان، چرداول، بدره، بخشهایی از دره‌شهر، آبدانان و دهلران ساكن هستند. جز كردها، لرها – كه پیوستگی تنگاتنگی با كردها دارند و در سطور بعد بدان اشاره خواهد شد- در بخشهایی از شهرهای دره‌شهر ، آبدانان و دهلران به سر می‌برند. درصدی از جمعیت استان را در مناطق موسیان و دشت عباس شهرستان دهلران را نیز عربها تشكیل می‌دهند.
محدوده‌ای كه اینك به نام « استان ایلام» معروف است، از دیرباز محل زندگی كردها بوده است . از خلال اشارات تاریخی در می‌یابیم كه؛ پس از شكست ساسانیان ، عمر « قیس بن سلمه الاشجعی» را مأمور جنگ با كردان ماسبذان و صیمره كرده است. لازم به توضیح نیست كه ماسبذان و صیمره دو استان واقع در محدوده استان ایلام فعلی بوده‌اند كه اولی در محدوده شهرهای ایلام، ایوان و شیروان‌چرداول به انضمام مناطق گرمسیری همجوار بوده است و دو كرسی نشینی به نام‌های سیروان( در محلی منطبق با روستای سراب كلان شهرستان شیروان چرداول) و اریوجان (منطبق با زرنه ایوان) داشته است. و دومی مركز ایالت مهرجان قذق واقع در نواحی جنوبی استان بوده است.
 

(((تاریخچه کرد فیلی در ادامه)))

نظر به آن كه این مقاله با هدف بررسی جایگاه زبان كردی ایلامی تهیه شده است، از
بحث در باب كردهای مناطق دیگر خودداری می‌كنیم و به كنكاش درباره كردهای ایلام و
كردی ایلامی می‌پردازیم.
كردها ، جمعیت اصلی و عمده استان ایلام هستند. آنان در
شهرهای ایلام، ایوان، مهران، شیروان، چرداول، بدره، بخشهایی از دره‌شهر، آبدانان و
دهلران ساكن هستند. جز كردها، لرها – كه پیوستگی تنگاتنگی با كردها دارند و در سطور
بعد بدان اشاره خواهد شد- در بخشهایی از شهرهای دره‌شهر ، آبدانان و دهلران به سر
می‌برند. درصدی از جمعیت استان را در مناطق موسیان و دشت عباس شهرستان دهلران را
نیز عربها تشكیل می‌دهند.
محدوده‌ای كه اینك به نام « استان ایلام» معروف است،
از دیرباز محل زندگی كردها بوده است . از خلال اشارات تاریخی در می‌یابیم كه؛ پس از
شكست ساسانیان ، عمر « قیس بن سلمه الاشجعی» را مأمور جنگ با كردان ماسبذان و صیمره
كرده است. لازم به توضیح نیست كه ماسبذان و صیمره دو استان واقع در محدوده استان
ایلام فعلی بوده‌اند كه اولی در محدوده شهرهای ایلام، ایوان و شیروان‌چرداول به
انضمام مناطق گرمسیری همجوار بوده است و دو كرسی نشینی به نام‌های سیروان( در محلی
منطبق با روستای سراب كلان شهرستان شیروان چرداول) و اریوجان (منطبق با زرنه ایوان)
داشته است. و دومی مركز ایالت مهرجان قذق واقع در نواحی جنوبی استان بوده است.

مؤلف كتاب الفصوص الفخریه نیر نوشته است: « اكراد قبایل بسیارند و آنها در
كوههای ماسبذان و حوالی آنجا می ‌باشند.»
پس از اسلام دو سلسله از خاندانهای كرد
به نامهای « آل حسنویه» و « بنی عیار» در فاصله سالهای 348تا507 هـ .ق در ایلام
حكومت كردند. مؤسس سلسله حسنویه، حسنویه پسر حسین، از رؤسای طایفه كرد برزیكانی بود
كه در حدود سال 348هـ .ق در كردستان قدرتی به هم رسانید و به حدود دینور ، كردستان،
همدان، ماسبذان و لرستان فعلی حكومت كرد. بانی بنی عیار، ابوالفتح محمد بن عیار از
كردان شاذنجان(شاذیجان، شانجان) بود.
این حكومت سرانجام در سال 570 به دست
اتابكان لر از بین رفت. اتابكان لر از 570تا 1006 هـ.ق بر ایلام و لرستان و پس از
آن، والیان لرستان تا سال 1216 هـ .ق بر ایلام و لرستان و پس از‌آن تا 1307 هـ .ش
تنها بر ایلام حكم راندند.
علی رغم تمام تحقیقات و پژوهشهای صورت گرفته، در باب
كرد و كردی، خاصه كردهای ایلام هنوز ابهامات و ناشناخته‌های بسیاری وجود دارد.






محققان عمدتاً مطالعات خود را برگویش‌های رایج در مناطق
كردستان ایران و عراق و تركیه متمركز كرده و می‌توان به صراحت گفت تحقیقی در خور و
قابل اعتنا در باب كردی جنوبی صورت نگرفته است و آنچه در این باره گفته شده اكثر یا
از سر غرض و تحریف بوده است یا از روی بی اطلاعی . از طیف اول می‌توان به اظهار نظر
پاره‌ای از اهل قلم لرستان و از دسته دوم می‌توان به آنچه خاورشناسان و پژوهندگان
كرد گفته‌اند، اشاره نمود.
چنانچه پیشتر اشاره شد، استان ایلام در فاصله سالهای
570 هـ . ق تا 1307 هـ .ش تحت سیطره اتابكان و والیان لر بوده است. عده‌ای به
اعتبار تقسیمات سیاسی و اداری پیشین، این منطقه را جزیی از لرستان و گویش مردم را
لری ذكر كرده‌اند؛ نیز به واسطه آن، هر چه آثار باستانی كه در ایلام یافت شده، در
گنجینه‌های ایران و جهان به نام لرستان ثبت شده است. این نكته كه ایلام واقعاً چیزی
سوای لرستان است و هویت فرهنگی دیگری دارد، بر اثر تكرار این مغلطه؛ به فراموشی
سپرده شده و حتی در تحقیقات جدی خاورشناسان نیز محلی نیافته است. گرچه به نظر
می‌رسد محققان جوان‌تر بر اثر ارتباط مستقیم و مطالعه بی‌واسطه زبان و فرهنگ ایلام
به دریافت‌های تازه‌ای رسیده‌اند چنان كه گاه در مكتوبات و اظهارات آنان دیده و
شنیده می‌شود.
آن چه تحت عنوان «زبان كردی» از آن نام برده می‌شود، در واقع
گویش‌های مختلفی است كه گاه اختلاف آنها بدان حد است كه سخن همدیگر را در نمی یابند
اما اگر در ساختار و ریشه مورد ارزیابی قرار می‌گیرند، مشخص می‌شود كه همه دارای
اساسی واحد هستند. شاید علت این همه اختلاف، پراكندگی كردها و دوری‌شان از هم و
همجواری‌شان با ملل دیگر بوده است . گستردگی  و گوناگونی گویش‌های كردی بسیار بیشتر
از آن است كه بتوان گویشی را از آنها به عنوان معیار برگزید چه هر یك از این
گویش‌ها ، گویشوران بسیار، و قابلیت‌های لازم زبانی و ادبی را داراست.
محققان و
كسان بسیاری تلاش كرده‌اند كه زبانهای كردی را دسته‌بندی كنند و عادتاً پاره‌ای از
این تقسیم‌بندیها نیز شهرت یافته است؛ گر چه به نظر می رسد تا زمانی كه تمام این
گویشها به شیوه عملی مورد مطالعه و پژوهش قرار نگیرد و معیارهایی جامع برای
تفكیكشان معرفی نشود، نمی‌توان چندان برای این دسته‌بندیها صحت قطعی قائل بود؛ زیرا
اگر قرار باشد به روش استقرایی كار كرد، لازم است گویش‌های كردی رایج در ایلام و
كرمانشاه و لرستان نیز مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرند حال آن كه به راحتی می‌توان
دریافت اغلب آن محققان در مورد مناطق مذكور و زبان آنها تقریباً هیچ اطلاعی
نداشته‌اند و اگر داشته‌اند، نظر به تقسیمات سیاسی و اداری پیشین، به خطا رفته‌اند.

از جمله این دسته محمد امین زكی محقق نامدار كرد و نویسنده كتاب كرد و كردستان
است. او به سال 1916 میلادی (1295 هـ .ش) به حكم یك مأموریت رسمی به پشتكوه (ایلام
فعلی) یا به زعم خود به لرستان كوچك سفر می كند، او ضمن اقامت ده روزه، در باب زبان
و قومیت«لرها»مطالعه می نماید و از این كه می‌بیند زبان اهالی پشتكوه(ایلام کنونی)
اینقدر به كردی نزدیك است ، اظهار شگفتی می‌كند.
او فاصله گویشی آنان را با
كردی سلیمانیه كمتر از اختلاف گویشی كردی بادینانی با كردی سلیمانیه می‌یابد.

او كه یكی از بزرگان قضیه كرد پژوهی است، توجه نداشته است كه برای مطالعه زبان
و قومیت «لرها» یك منطقه كردنشین را انتخاب كرده است و البته طبیعی است كه از این
همه نزدیكی زبانی و قومی شگفت‌زده شود.


باری، از زمانهای گذشته تا حال
تقسیمات مختلف و متفاوتی از كردها و گویش‌های كردی شده است . از این دست
تقسیم‌بندیها نمونه‌وار به تعدادی اشاره می‌شود.
امیر شرف خان بدلیسی در
شرفنامه، كردها را به چهار دسته : كرمانج، گوران، كلهر و لر تقسیم كرده است. از این
تقسیم‌بندی به دست می‌آید كه از دیرباز لرها طایفه‌ای از كردها شناخته شده‌اند
چنانكه در شرفنامه به تفصیل درباره لرها و حاكمانشان سخن گفته شده است.
شیخ محمد
خال زبان كردی را به چهار لهجه اساسی و اصلی تقسیم می‌كند:1- زازایی 2- كرمانجی
شمال كه عبارت است از : بوتانی، حكاری، بایزیدی، شمدینانی 3- لری كه عبارت است از :
بختیاری، لكی، فیلی 4- كرمانجی شرق كه عبارت است از سورانی ، بابانی ، مكریانی،
اردلانی ، گورانی ، كلهری.
این تقسیم بندی نشانگر  نا آشنایی این محقق با
گویش‌های كردی جنوبی مخصوصاٌ فیلی است و سخت متأثر از تقسیم بندی سیاسی و اداری. چه
كردی فیلی و حتی لكی نزدیكترین گویش به كلهری و گورانی است و قاعدتاً باید در این
دسته می‌آمد نه در دسته مربوط به لری. این محقق توجه نداشته است كه لُری بختیاری با
لری لرستان فعلی متفاوت است. در این دسته‌بندی اشاره‌ای به لری رایج در لرستان نشده
است.
توفیق وهبی به سال 1951 میلادی زبان كردی را به چهار دسته كرمانجی ، لری،
گوران و زازا تقسیم كرده است و بختیاری و لكی و فیلی را در ذیل عنوان لری ذكر است
كه همان ایراداتی كه بر تقسیم بندی خال وارد شد، متوجه آن است.
ای. م. ارانسكی
خاورشناس روس در كتاب ارزشمند خود به نام مقدمه فقه الغه ایرانی، گویش‌های كردی را
چنین تقسیم كرده است:
«1- كرمانجی(گویش‌های شمال غربی زبان كردی)؛و 2- كردی
(گویش‌های جنوب شرقی)». و آورده است: « لهجه كرمانجی بیشتر در میان كردان تركیه
(نواحی ماردین و نخجوان و بهدینان و حق یاری و وان و موش و ارزوم ) و ایران ( در
نواحی‌ای كه از قسمت مغرب به دریاچه رضائیه (ارومیه) متصل می‌باشد و در خراسان) و
شمال عراق(كردان سنجار و موصل) و سوریه و شوروی متداول است».
«در كردستان ایران
( در كرمانشاه و سنندج و مهاباد و غیره) و شمال شرقی عراق (ناحیه رواندوز و اربیل و
كركوك و سلیمانیه بیشتر به لهجه «كردی» سخن می‌گویند.» و افزوده است :« لهجه‌های
بعضی از قبایل كردی با لهجه‌های اصلی مزبور آنچنان متفاوتند كه محققان آنها را
زبانهای مستقلی می‌دانند؛ مثلاً از آن جمله است لهجه گورانی( در ناحیه كرمانشاه) كه
افراد قبیله گوران بدان متكلمند و لهجه زازا (متكلمان به این لهجه را «دیملی»
می‌خوانند ) كه در میان كردان بعضی از نواحی تركیه متداول می باشد.»
از این
تقسیم بندی‌ به دست می‌آید كه بر خلاف دیگر تقسیم‌بندیها« لری» جزء گویش‌های كردی
محسوب نشده است و به پیروی از همان شائبه پیشین و توجه به تقسیمات سیاسی و اداری ،
اشاره‌ای به گویش كردی ایلامی در زمره گویش‌های كردی نكرده است حال آنكه كه گویش
اهالی كرمانشاه، كردی ذكر شده است. پیداست نظر به همسانی گویش كردی ایلامی و
كرمانشاهی این نظریه خلل‌پذیر است.
« جه‌مال نه‌به‌ز» در كتاب خود به نام«
زمانی یه كگرتوی كوردی»{زبان منجسم كردی} زبان كردی را به دو شاخه اصلی و دو شاخه
فرعی تقسیم كرده‌ است. 1- شاخه‌های اصلی عبارتند از : كرمانجی(كردی) شمالی ، شامل
گویش های : بوتانی، جزیره‌ای ، هكاری بادینانی ، آشیته‌ای و بایزیدی(با محوریت گویش
جزیره‌ای)؛ و 2- كرمانجی(كردی) میانه، شامل گویش‌های سلیمانه‌ای ، سنه‌ای –
اردلانی، كركوكی، گرمیانی، اربیلی- سورانی، مكری و شارباژیری( با محوریت گویش
سلیمانیه‌ای)
و دو شاخه فرعی را چنین تقسیم كرده است: 1- كرمانجی(كردی) جنوبی،
شامل گویش‌های : فیلی ، كرماشانی، لكی ، كلهری و خانقینی؛ و 2- كرمانجی(كردی)
گورانی- زازایی.
این محقق مجموعه گویش‌های فرعی جنوبی را تحت عنوان «لری» آورده
است و چنین به دست می‌آید كه تلقی ایشان از «لری» همان است كه ما تحت عنوان كردی
جنوبی می‌شناسیم و به عبارتی دیگر هیچ اشاره‌ای به لری لرستان و بختیاری نكرده است
اینجاست كه «لری» یك معنی اصطلاحی یافته است و معنایی جز آنچه ما از «لری» در
می‌یابیم، یافته است . پیداست این كژتابیها منشأ اختلاف ها و دریافت‌های متفاوت از
«لری» می‌شود كما این كه چنین نیز شده است . این اصطلاح امروز نیز رایج است و به
نظر می رسد هر جا كه به لر اشاره می‌شود ، كردهای جنوبی منظور است . اما این پرسش
پیش می‌آید كه لرها نه به معنی اصطلاحی كه به معنای قاموسی و اصلی خود چه هستند و
در كجای این تقسیم بندیها قرار می‌گیرند .
واژه « لر» برای اولین بار در
نوشته‌های بعضی از مورخین و جغرافی‌نگاران قرن چهارم هجری و بعد از آن می‌بینیم كه
اغلب به صورت «اللریه، لاریه، بلاد اللور و لوریه » ضبط شده است . با این حال تا
قرن هفتم هیچ گونه نظری درباره وجه تسمیه این قوم ابراز نشده است و از قرن هشتم به
بعد است كه بعضی از مورخین چون حمدالله مستوفی، معین الدین نطنزی و قاضی احمدبن
محمدغفاری كاشانی مطالبی در این زمینه نوشته‌اند . ماحصل این نظرات در باب وجه
تسمیه‌لر چنین است ؛ برخی لرها را از نسل شخصی به نام لر دانسته‌اند . بعضی واژه لر
را مشتق از كلمات ایرانی چون لهراسب و غیره گرفته‌اند و برخی واژه لر را مخفف
«اللور» به حساب آورده و تعدادی نیز «لر» را مخفف «لیر» یا «لِر» به معنی كوههای
پوشیده از جنگل دانسته‌اند.
مسعودی و یاقوت حموی «لرها» را در زمره طوایف كرد
محسوب كرده‌اند. حمدالله مستوفی (قرن هفتم) از گروهی خبر می‌دهد كه اواسط قرن ششم
از جبل‌السماق شام به بختیاری مهاجرت كرده‌اند. و فضل الله العمری (در گذشته به سال
740) از وجود طوایف لر در شام و مصر گزارش داد است كه صلاح‌الدین ایوبی آنها را از
آن مناطق رانده است.
مؤلف شرفنامه لرها را – چنانكه اشاره شد- یكی از شعبات كرد
محسوب كرده است و اسامی‌ای چون: دهكرد، شهركرد، رودخانه كردستان و نظایر آن دال بر
پیوستگی تاریخی لرها با كردهاست.
مع‌الوصف اهل قلم لرستان تلاش كرده‌اند كه
لرها را جدا از كردها بدانند و در این امر نیز اصرار دارند. نمونه‌ای از این دست
كتاب «قوم لر» است كه علاقه‌مندان می‌توانند بدان رجوع كنند. این طیف كوشیده‌اند
كرد را به معنای صحرانشین و چادر نشین معنی كنند تا بدین وسیله اشارتهای مورخین به
كرد بودن لرها توجیه گردد. از دلایل دیگری كه ذكر كرده‌اند این است كه كردی جزء
گروه زبانهای شمال غربی ایرانی است و لری جزء گروه زبانهای جنوب غربی ایران. این
دلیل در مورد لری صدق می كند اما آیا می‌توان همین نكته را در مورد گویش لكی به كار
بست. نكته‌ای كه در آراء این دسته خلل وارد كرده است، آن است كه لكی را به پیروی از
تقسیمات جغرافیایی و سیاسی و اداری یكی از گویشهای لری دانسته‌اند چنانكه آقای امان
اللهی گفته است: «لرها به دو زبان لری و لكی صحبت می‌كنند. »
حال آنكه به تصریح
خود ایشان ، لكی جزء گروه زبانهای شمال غربی است و محققان نیر به این نكته اشاره
كرده‌اند چنانكه لرد كرزن گفته است:« ایشان (لرها) به هیچ وجه خوش ندارند كه در
زمره كردها كه لك شمرده می‌شوند، محسوب شوند.»
این نكته كه از سویی خود را كرد
نمی‌شمارند و از سوی دیگر لكی را لهجه‌ای از لری ذكر می‌كنند، تعارض آشكاری ایجاد
كرده است كه تلاش های عالمانه محققی چون دكتر امان‌اللهی هم نتوانسته است آن را
بپوشاند . این تضاد در تلاش مرحوم اسفندیار غضنفری امرایی به شكلی عینی نمود یافته
است . ایشان كتابی تنظیم كرده‌اند به نام«گلزار ادب لرستان» كه جز چند قطعه شعری
لری، مابقی اشعار متعلق به گویش‌های كردی لكی ، فیلی ، كلهری و زبان ادبی گورانی
است و مؤلف به نحو عجیبی اصرار دارد همه این آثار را لری بشمارد نه كردی. ایشان
نمونه‌هایی از اشعار شاعران كرد در مناطق مختلف كردنشین انتخاب كرده است از جمله :
منوچهر خان كولیوند ، غلام‌رضا اركوازی، صیدی اورامی، ملاپریشان دینوری، تمكین
كرمانشاهی، خان الماس ، میرزا شفیع كلیایی، خانای قبادی شهرزوری، و ...
اگر این
همه جزء محدوده لری قرار می‌گیرد طبعاً این دو گویش مفهومی یكسانی می‌یابند و به
قول باباطاهر :
اگر دل دلبره، دلبر كدومه                          وگر دلبر
دله، دل را چه نومه!
از مجموع این مباحث حاصل می شود كه لری جدای از لكی است.
لكی یكی از زیر مجموعه‌های زبان كردی است و لری علی رغم مشتركات بسیارش با كردی و
این كه از دیرباز در زمره كردی محسوب شده است ، با فاصله بیشتری نسبت به كردی و در
زیر مجموعه زبانهای ایرانی گروه جنوبی غربی قرار دارد و در حقیقت می توان گفت كه
لری حلقه‌ای است كه كردی را به فارسی پیوند می‌دهد . و البته شایان ذكر است كه لری
خود به دو بخش لری رایج در لرستان و لری بختیاری تقسیم می‌شود كه با هم اختلاف‌های
نمایانی دارند اما به هر حال عادتاً تحت عنوان «لری» قلمداد می شوند.
جهت
نتیجه‌گیری از بحث و رسیدن به نوعی تقسیم بندی واقع‌بینانه‌تر ، ناگریز از اشاراتی
مختصر به زبان ادبی موسوم به گورانی هستیم و بحث مفصل‌تر در این باره را به فرصتی
دیگر موكول می‌كنیم.
در قرون اخیر در اكثر مناطق كردنشین نوعی زبان معیار ادبی
رایج بود كه شاعران مناطق مختلف بدان آثارشان را می‌سرودند. این زبان ادبی تركیبی
بوده است از گویش اورامی و دیگر گویش‌ها مخصوصاً كردی جنوبی كه به « گورانی
»شناخته‌تر است. حساب این گویش معیار ادبی را باید از گویش‌های رایج محاوره جدا
دانست چه این گویش معیار نوعی گویش تركیبی است كه به اتكای آن نمی‌توان گورانی را
همان اورامی یا بالعكس دانست.
اینك كه به نظر می‌رسد كژتابیهای قضیه دسته بندی
گویش‌های زبان كردی تا حدی آشكار شده است، نگارنده این گویش‌ها را به ترتیب زیر
تقسیم‌بندی می‌نماید.
1-  كردی شمال غربی( كردی كرمانجی)؛ كه شامل لهجات مختلفی
است و در مناطق كردنشین تركیه، سوریه، شمال خراسان و بخشهایی از كردستان عراق و
آذربایجان ایران و مناطقی از جمهوری‌های شمالی مانند ارمنستان رایج است.
2- 
كردی شمالی(كردی سورانی)؛ كه شامل لهجات متعددی است و در كردستان عراق و ایران و
بخشهایی از استان كرمانشاه و آذربایجان غربی بدان تكلم می‌شود.
3-   كردی
میانه(اورامی(هورامی))؛ كه گویشورانش در اورامانات ایران و عراق پراكنده‌اند.
عده‌ای زازاها را نزدیك به این دسته شمرده‌اند.
4-   كردی جنوبی؛ كه شامل
لهجه‌های كلهری- گورانی، فیلی و لكی است.
5-  كردی جنوب شرقی ؛ كه شامل لری
لرستان و لری بختیاری است. لرها در استانهای چهارمحال و بختیاری، كهكیلویه و
بویراحمد و بخشهایی از نواحی جنوب استان ایلام وشمال خوزستان ساكن هستند. لرها-
چنانكه ذكر شد -به استناد روایات و كتب تاریخی همواره در زمره كردها محسوب شده‌اند
گرچه مطالعات زبان شناسی بر اختلاف گویشی آنان با كردها تأكید دارد و به نظر می‌رسد
چنانچه لرها مستقل از كردها مطالعه شوند، پسندیده‌تر باشد.
باز می‌گردیم به
كردی جنوبی و لهجات مختلف آن را به شرح زیر بررسی می‌كنیم.
الف: كلهری- گورانی؛
پیشتر اشاره كردم كه زبان ادبی گورانی با زبان محاوره و تكلم گورانی متفاوت است.
این گویش عمدتاً در كرمانشاه و بخشهایی از استان ایلام همچون ایوان و نیز در میان
پاره‌ای از طوایف ، رایج است. این گویش با كردی فیلی كه در ایلام رایج است، اندك
اختلافی از حیث صرف افعال و پاره‌ای واژگان (شاید كمتر از پنجاه واژه) دارد.
ب:
كردی فیلی(Feyli) ؛ كردی فیلی گویش عمده مردم استان ایلام از جمله طوایف عمده و
قدیمی آن است و با اختلافاتی در شهرهای ایلام، مهران، شیروان‌چرداول ، بدره و
بخش‌های قابل توجهی از جنوب استان مانند دهلران، دره‌شهر، آبدانان و نیز مناطقی از
كشور عراق نظیر مندلی و خانقین و بدره رایج است.
در باب وجه تسمیه این گویش به
«فیلی» ، گفتنی است كه این عنوان در بین مردم استان ایلام تا سالهای اخیر چندان
شناخته شده نبود. این نام را كردهای ساكن عراق به واسطه والیان لر موسوم به فیلی بر
ایلام رواج داده‌اند و منظورشان از كردهای فیلی،كردهای ساكن در مناطق تحت حكومت
والیان موسوم به فیلی بوده است. شاید بتوان عنوان سنجیده‌تر برای كردی رایج در
ایلام یافت اما از‌ آنجا كه این عنوان شهرت جهانی یافته و در همه جا این گویش را
بدین نام می شناسند، ما نیز همین عنوان رایج را به كار می‌گیریم.
ج- لكی ؛ این
گویش در سطح نسبتاً گسترده‌ای در استانهای لرستان، كرمانشاه و بخشهایی از ایلام
گویشوران بسیاری دارد . گویش لكی از حیث صرف افعال و واژگان ، اختلافات چشمگیری با
دو گویش دیگر كردی جنوبی ؛ یعنی، كلهری- گورانی و فیلی دارد و پاره‌ای خصایص
زبانی‌اش همچون شیوه صرف افعال به كردی سورانی و هورامی نزدیك است.
نكته آخر
درباره كردی جنوبی آن است كه این گویش ، زبان كردهای شیعه مذهب است؛ به عبارتی كردی
جنوبی ، كردی شیعی است و جز كردهای خراسان كه كرد كرمانج‌اند و شیعه مذهب، مابقی
شیعیان به این گویش تكلم می‌كنند. شاید یكی از دلایل كم توجهی محققان كرد به مطالعه
این گویش ، متأثر از این نكته بوده باشد.

•ئاسو سوو
بیلا وای شه مال  عه
بیر شه ن بکه ی
بیلاگولباخی خه نه خه ن بکه ی
بیلا گول دایم بوشکی وه
ناز
بیلا ده عاله م پرِ بوو سدای ساز
بیلا نه شئه ی مه ی بکه ی مه
دهووشم
بیلا نه غمه ی نه ی په خش بوو ده گووشم
بیلا بنیشیم ده وه ر
نساران
بکه یم ته ماشای ره وزه ی وه هاران
بیلا سروه ی وا سه فا بیه ی وه  ده
یشت
بیلا دنیا بوو وه  باخ به هه یشت
بیلا ئه لپه رِیم هه ر که س وه یه ی ته
رز
شاواز بکیشیم وه  ئاواز به رز
بیلا شه و بچوو رووژ پاک ئه لای
ده مان
دور بکه ی کول قه زاو به لای
تا که ی هه ناسه، تا که ی خه مباری
تا که ی  وا
وه یلا، تا وه که ی زاری
تا که ی په ژاره، تا که ی په شیوی
تا که ی حاکم بوو
عاده ت دیوی
بیلا تووز خه م، بیلا ته م شین
نه مینی ده رو ساراو سه رزه
مین
بیلا ئاسو سوومان رووشن بوو
بیلا رووشنی ولات پووشن بوو
* شیعر ده
زاهر سارایی _ ئیلام


 به نقل از Xoshawisty


 


تاریخچه
کرد فیلی





کرد فیلی در ایران در شهرهای استان ایلام و سرپل ذهاب و قصر 
شیرین هستند و شهرهای اسلام آباد و کرند و … از طایفه کلهر هستند . و اما کورد 
فیلی از واژه فهلی و آن از واژه پهلی گرفته شده است که همان کورد پهلوی میباشد که 
قبلا دارای کشور ایلام بوده اند و بعد از تصرف سرزمین آلامتو( ایلام قدیم) توسط 
کورش به ایلام لقب سرزمین کورد کورش داده شد و بطور کلی بغیر از شهر آلامتو در آن 
زمان لقب کورد به هیچ طایفه دیگری بغیر از ایلام داده نشده بود و کورد تنها به 
ایلام منسوب بوده است . و اما کوردهای سوران و گوران را بعدها کرمانج خوانده اند 
بقول خودشان کرمانج همان کردمان ( یا کوردمانا )به معنای( مانند کورد )است . در 
واقع آنها چون شبیه به کورد بوده اند کورد کرمانج لقب گرفته اند و کرد اصلی همان 
کورد فیلی است و بقیه نام ما را به یدک می کشند . امروزه کردهای سنندج و مهاباد در 
ایران ادعا می کنند که کرد اصلی و اصیل هستند در حالی که ایلام با قدمت ده هزار سال
شهرنشینی در شهرهای آلامتو و ماداکتو بعنوان قدیمی ترین و باابتکارترین قومهای 
ایران شناخته شده اند و دلیل آن اختراع خط و وجود نماد زن در این سرزمین است 
.


ذکر این نکته نیز لازم است که کردهای فیلی تنها کردهایی هستند
که دارای حکومت خودمختار بوده اند و بعد از ظهور رضا حان تنها گروهی بوده اند که 
بصورت جدب با رضاخان مبارزه کرده اند و ترس رضاخان از کورد فیلی بیش از سایر اقوام 
ایرانی بئده است و یکی از دلایل آن اعلام عفو عمومی بعد از شکست ارتش پهلوی توسط 
سرداران ایلامی (همانند شاممد یاری معروف به شامگه رزا خان) می باشد . در حالی که 
رضاخان در هیچ جای دیگر در ایران اعلام عفو عمومی نکرد و هرگونه شورشی را براحتی 
سرکوب کرد . همچنین در سایر نقاط ایران به زور عشایر را یکجا نشین کردند اما در 
مورد کردهای فیلی با پول ( خانواری ۱۰۰ تومان) کردها را در ایلام ساکن کردند . در 
حالی که در سایر نقاط ایران حجاب را از سر زنان و دختران درآوردند در مورد کردهای 
فیلی این برنامه اجرا نشد . در حالی که در سایر نقاط ایران مراسم عاشورا و تاسوعا 
قدغن شد کردهای فیلی مراسمات را براحتی اجرا می کردند . اما در این میان باید به 
نقش سرداران رضاخان همچون حاجعلی رزم آرا( ترور توسط فداییان اسلام) در سرکوب 
مبارزات کردهای فیلی اشاره کرد که در خاطرات وی که بصورت کتاب چاپ و منتشر شده به 
نحوه سرکوب و اوج مبارزات کردهای فیلی در  ایلام  و بلاهایی که این اکراد بر سر 
ارتش رضاخان آوردند اشاره شده و روش سرکوب را اعلام عفو عمومی و فرستاذن نامه به 
سران طوایف ذکر کرده . بعد از سرکوب و در اوج دوران خفقان رضاخان سیاست فقر اقتصادی
شدید را در مورد کردهای فیلی اجرا کرد تا مجبور شوند برای امرار معاش به عراق کوچ 
کنند زیرا از این اکراد می ترسید و وجود دومیلیون و پانصد هزار کرد فیلی در عراق 
گواهی بر اوج ظلمی است که بر اکراد فیلی شده است .


تاریخچه کرد فیلی

کرد فیلی در ایران در شهرهای استان ایلام و سرپل ذهاب و قصر 
شیرین هستند و شهرهای اسلام آباد و کرند و … از طایفه کلهر هستند . و اما کورد 
فیلی از واژه فهلی و آن از واژه پهلی گرفته شده است که همان کورد پهلوی میباشد که 
قبلا دارای کشور ایلام بوده اند و بعد از تصرف سرزمین آلامتو( ایلام قدیم) توسط 
کورش به ایلام لقب سرزمین کورد کورش داده شد و بطور کلی بغیر از شهر آلامتو در آن 
زمان لقب کورد به هیچ طایفه دیگری بغیر از ایلام داده نشده بود و کورد تنها به 
ایلام منسوب بوده است . و اما کوردهای سوران و گوران را بعدها کرمانج خوانده اند 
بقول خودشان کرمانج همان کردمان ( یا کوردمانا )به معنای( مانند کورد )است . در 
واقع آنها چون شبیه به کورد بوده اند کورد کرمانج لقب گرفته اند و کرد اصلی همان 
کورد فیلی است و بقیه نام ما را به یدک می کشند . امروزه کردهای سنندج و مهاباد در 
ایران ادعا می کنند که کرد اصلی و اصیل هستند در حالی که ایلام با قدمت ده هزار سال
شهرنشینی در شهرهای آلامتو و ماداکتو بعنوان قدیمی ترین و باابتکارترین قومهای 
ایران شناخته شده اند و دلیل آن اختراع خط و وجود نماد زن در این سرزمین است 
.


ذکر این نکته نیز لازم است که کردهای فیلی تنها کردهایی هستند
که دارای حکومت خودمختار بوده اند و بعد از ظهور رضا حان تنها گروهی بوده اند که 
بصورت جدب با رضاخان مبارزه کرده اند و ترس رضاخان از کورد فیلی بیش از سایر اقوام 
ایرانی بئده است و یکی از دلایل آن اعلام عفو عمومی بعد از شکست ارتش پهلوی توسط 
سرداران ایلامی (همانند شاممد یاری معروف به شامگه رزا خان) می باشد . در حالی که 
رضاخان در هیچ جای دیگر در ایران اعلام عفو عمومی نکرد و هرگونه شورشی را براحتی 
سرکوب کرد . همچنین در سایر نقاط ایران به زور عشایر را یکجا نشین کردند اما در 
مورد کردهای فیلی با پول ( خانواری ۱۰۰ تومان) کردها را در ایلام ساکن کردند . در 
حالی که در سایر نقاط ایران حجاب را از سر زنان و دختران درآوردند در مورد کردهای 
فیلی این برنامه اجرا نشد . در حالی که در سایر نقاط ایران مراسم عاشورا و تاسوعا 
قدغن شد کردهای فیلی مراسمات را براحتی اجرا می کردند . اما در این میان باید به 
نقش سرداران رضاخان همچون حاجعلی رزم آرا( ترور توسط فداییان اسلام) در سرکوب 
مبارزات کردهای فیلی اشاره کرد که در خاطرات وی که بصورت کتاب چاپ و منتشر شده به 
نحوه سرکوب و اوج مبارزات کردهای فیلی در  ایلام  و بلاهایی که این اکراد بر سر 
ارتش رضاخان آوردند اشاره شده و روش سرکوب را اعلام عفو عمومی و فرستاذن نامه به 
سران طوایف ذکر کرده . بعد از سرکوب و در اوج دوران خفقان رضاخان سیاست فقر اقتصادی
شدید را در مورد کردهای فیلی اجرا کرد تا مجبور شوند برای امرار معاش به عراق کوچ 
کنند زیرا از این اکراد می ترسید و وجود دومیلیون و پانصد هزار کرد فیلی در عراق 
گواهی بر اوج ظلمی است که بر اکراد فیلی شده است .



هادی
یکشنبه 25 تیر 1396 04:55 ق.ظ
لکی یکی از گویش های کردی جنوبی هست
هادی
یکشنبه 25 تیر 1396 04:54 ق.ظ
پرورده کوردم ءیلام خاکمه
هادی
یکشنبه 25 تیر 1396 04:52 ق.ظ
من کورد ایلام هستم شماها لرها برین تاریخ رو بخونین خود لری یکی از گویش های زبان کوردی و ماد ها بوده است که گویش لری زیر زبان کوردی قرار میگیرد لرها و ترک ها همیشه مورد تمسخر قرار میگیرن تو پیامها و اس مس ها خودتونو به کوردای ایلام نچسبونین آسمون بیاد زمین ایلام سرزمین کورد نشینی هست لرهای ایلام اقلیتی زندگی میکنند که مال مهاجرت بوده حالا میخوان ایلامو بکنن لر نشین کنن جمعیت کوردها پنجاه میلیون نفره لرها پنج میلیون حیفه با کوردا قاطی شین
دوشنبه 12 تیر 1396 12:53 ب.ظ
متن جالب ، علمی وبیطرفانه ای بود .احسن .نوشته های علمی مورد توجه همه قرار می گیرد. بله گوناگونی و وجود لهجه ها در زبانها علتهای مختلفی دارد ازجماله 1-شفاهی ماندن زبان2-اضافه برآن گستردی گویشوران و جغرافیای آنها3-همسایگی با گویشوران زبان دیگر 4 -مهاجرتهای زیاد.اما همانطور که آقای طاهر گفتند،اصل و ریشه وچهار چوب کلمه باید بازبان مشترک همخوانی داشته باشد. این را فراموش نکنی که هر کسی می داند که ریشه اش از چه قومی است .واین را هم اضافه کنم که از رفتار هر کسی پیداست علمی حرف می زند یا نه
عارف
چهارشنبه 24 خرداد 1396 11:17 ق.ظ
من به کسایی که سرمایه در دس دارن وعلاقه به اصالت خود دارن.به عنوان شخصی که دقدقه فرهنگی دارم اینه که بیان تو استان خودشون سرمایه گذاری کنن.کارخونه بزنن شرکت بزنن ومردم این منطقه که همون برادر وخواهرای خودشون هستن مشغول بکار کن وبا ای کارشون دو کار مفید انجام داده ان یکی شغل ایجاد کردهان ودومش اینکه باعث شده ان که دیگر مهاجرت خارج از استان انجام نگیره که این کار عواید زیادی هم از لحاظ فرهنگی اقتصادی ....برای ما داره
عارف
چهارشنبه 24 خرداد 1396 11:05 ق.ظ
من به عنوان یه ایلامی کرد که به هوویت خودم خیلی متعصبم به هم استانیهای خودم میخوام اینو بگم که اگه به فرهنگ وهویت خودشان علاقه دارن .جوانان چه پسر چه دختر با هم زبان خودشان ازدواج کنن.که نسل اونها هویت خود را حفظ کندوتاکید میکنم که به فرزنانشان بازبان مادری صحبت کنن.چون در غیر اینصورت در سالهای اینده خطر بزرگی هویت ما را تهدید خواهد کرد
عارف
چهارشنبه 24 خرداد 1396 10:45 ق.ظ
خطاب به اون شوهان یا ابدانانی که در مورد ایلام نظر داده اینه اقای شوهان لجوج تو خودت دهات لر خودتودیدی ومثل کبک سره خودتو کردی داخل برف وفکر میکنی که همه مردم ایلام مثل خودت لرن یا اون ابدانانی که به مردم ایلام توهین کرده حتما یه جایی اون یه زخمی ازایلامیا خورده.تا اون جاییکه من میدونم که نیاکان ما کرد بودن وکرد خواهیم ماند
سه شنبه 23 خرداد 1396 09:20 ب.ظ
ما ایلامیا ارزوی جدایی از ایران نداریم بلکه کرد ایرانه ونظر من اینه اون قسمتهای کرد نشین که از ایران جدا شده و جزء کشورهایی شده که هیچ سنخیتی بین اونها وجود ندارهو کردستان ترکیه وسوریه وعراق بایستی به ایران برگردد.ایران یعنی کرد
سه شنبه 23 خرداد 1396 09:08 ب.ظ
من ایلامی هستم ومیخام به اونهایی که دنبال حاشیه هستن بگم که اصیلترین نژاداریایی وکرد تو ایلامه وایلام از همه اصیلتره وبعضی کسا فکر میکنن اونایی که مثل کردای نواحی دیگر حرف میزنن اونا کردن در صورتی که اینجوری نیست وبه مثابه اینکه الان ما لهجه های مختلف زبان فارسی داریم.مثل شیرازی واصفهانی مشهدی..ولهجه های کردی نیزتنوع داره کردی ایلامی .کرمانشاه ...ما ایلامی نمیخایم خودمونو به کسی بچسبونیم.ما کردیم وگور پدر گشتل هر کی که ما را قبول نداره
شوهان
شنبه 13 خرداد 1396 05:58 ب.ظ
ایمو ایلامیا لریمو وه لر بیینمو افتخار میکیم
هیچ کرد اصیلی ایلامو کرماشونه وه کرد قبول ناره
ار باور نمیکیت قصیا ناصر رزازینه دباره کلهریا ده مین آپارات سیل بکیت تا کمتر آبرو ایلامه ده ایران بوریتو
ایلام تنیا شهریه ده ایران که جوونیاش کردنو پیریاش لر
خیلی زشته که بحاستویی خوته وه دیگران تحمیل بکی
تمام عکسیا و نقاشیایی که ده مردم قدیمه ای اوستان مننه نشو دیین که ایمو هممو لریم و درحال حاضر وه خاطر ای کاریامو که حاضریم فرهنگه آبا اجدادیمونه وه خاطر حماقتمو بنیم وه زیره پا تمومه نسب شناسیا و تاریخدونیا ها ومو خنن.
خره ده سر آیمه عقده ای
کردیا سنی ان ایمو لریا شیعه
تمام مطالبی که دی سایت خوه نم نشو دین که نویسنده گامحترم ده ری باد گیه چنه زیه
ایلام تا بیه لر بیه
ایمو لریم لر ایلامی
یکشنبه 7 خرداد 1396 11:11 ب.ظ
من تا حالا فکر می کردم ایلامی ها فارس هستند. ولی بچه ها لرها در حقشون اجحاف شده وگرنه اونا هم ادمهای خوبی هستن بنده خداها.
یکشنبه 7 خرداد 1396 11:10 ب.ظ
من تا حالا فکر می کردم ایلامی ها فارس هستند. ولی بچه ها لرها در حقشون اجحاف شده وگرنه اونا هم ادمهای خوبی هستن بنده خداها.
Denise
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 03:01 ق.ظ
Having read this I thought it was very enlightening. I
appreciate you spending some time and effort
to put this article together. I once again find myself spending a significant amount of
time both reading and leaving comments. But so what, it was
still worth it!
BHW
چهارشنبه 30 فروردین 1396 10:15 ب.ظ
When someone writes an paragraph he/she keeps the image of a user in his/her mind that how a user can understand it.
Thus that's why this post is amazing. Thanks!
ایران
شنبه 9 بهمن 1395 12:52 ب.ظ
با احترام به تمام اقوام ایرانی. بنده همه ی دوستان رو به رعایت احترام متقابل و بحث علمی دعوت میکنم و در مورد کرد یا لر بودن استان ایلام باید بگم با توجه به بقایای کشف شده از قدیمی ترین شهر غرب کشور یعنی شهر سیمره در طول هزاران سال پیش هاکی از آن است که این استان دارای جمعیتی اکثرا کردی بوده هرچند شامل تعداد بسیار کمی از اقوام لر نیز بوده است.میتونید خودتون تحقیق کنید.ضمنا با این گه خودم کرد هستم ولی همه ی اقوام کشورم رو عزیز میدونم و به همشون احترام میگذارم.با تشکر
خزل
شنبه 27 شهریور 1395 09:36 ب.ظ
بـــــــــــــژی ئیــــــــــلام
خزل
شنبه 27 شهریور 1395 09:33 ب.ظ
یەکە یێ بڕێگ ئۊشن ئیلامیەیل لرن چمان خراو ئوو دژمین وەمان دەن....
ئیلامیەیل کوردن ئوو کوردیش مینێگیان.
بژی ئیلام
بژی کورد وو کوردستان
آبدانان
یکشنبه 1 شهریور 1394 07:09 ب.ظ
ایلام خر کیه ارزونی کردستان یه مشت بی شعور بی فرهنگ هر کی گفته شما لرین غلط کرده شما نه لرین نه کرد یه مشت عرب بی شعور بودین که هرگز لری رو یاد نگرفتین و الانم خودتونو به کردها میچسبونین
کرد یعنی سنندج شما کرد حرومه هم نیستین دقت کنین چندتاتون ازبس لهجتون ضایعس با لهجه سنندج کردی کامنت گذاشتن شما ب فرهنگید بی فرهنگ
میثم
پنجشنبه 1 مرداد 1394 12:01 ب.ظ
ایلام کورده ،هر کی گفته ایلام لر هس واسه خودش گفته....
شهرستان های ایلام و ایوان و مهران و بدره و سیروان و ملکشاهی و چرداول کاملا کرد هستن،
50 درصد دهلران کردهستن و بیش تر از 80 درصد آبدانان هم کرد هستن،
هلیکا
دوشنبه 25 خرداد 1394 02:59 ب.ظ
سلام بنده هم کرد اصیل ایلامی هستم.
من شیردختری از ایل ملکشاهی هستم و طی تحقیقات بنده این ایل بزرگ در سالهای بسیار دور از چمشگزگ ترکیه که اونها هم کرد بودن و هستن به دلیل درخواست پادشاه زمان و قدرت نظامی بالای مردم ایل به ایلام اومدن.
در نتیجه حتی حتی اگر یک زمانی این گفته ی مضحک که ایلامیان لر هستند به ما قالب شود باز هم اثبات اینکه ایل ملکشاهی لر اند کاری کاملا غیر ممکن لست.
بنده همراه با تمام هم استانی هام به کرد بودنمان افتخار میکنیم و هرگز وجود تعداد اندکی لر در ایلام نشانگر لر بودن و زیر سوال رفتن اصالتمان نیست.

ازادیم لکیم
پنجشنبه 21 اسفند 1393 10:29 ب.ظ
لطف کنید لکی رو با خودتون حساب نکنید از کانتاتونم معلومه چقدر غنی و ادبتون بالاس!
والا تا دنیا دنیا بود و مرد تو مردا ما لک زبانها کرد نبودیم و لر بودیم حالا نمیدونم شما چه اصراری دارید به کرد بودن لکها ! همونطوری که میدونید شما لر هستید ولی نمیخاین لر باشین و میگید نیستیم حالا هم لکی جز از قوم لر هست و ما نمیخایم جز شما باشیم عزیز ! زبانهای کردی بجز مال شما و کلهرها جز شما غربی هستن چون قانون ارگتیو یه همچین چیزی ککه مثلا آوم خورد به آب خوردم میگن دارن ولی شما همون دستور زبان لری و فارسی رو دارید که در دسته ی جنوب غربی هستن و لکی هم همراه با کردها شمالغربیه پس چون این قانون را داره پس اگر ما کردین خب ماهم لر هستیم ! وســــلام حرفیم لطف کنید از زبون ما نزنید شما میگفتید درباره زبان ایلامی فقط میحرفم ولی الان شد لری و مجزا بودن بختیاری و لرستانی و لکی و فقط کمی از زبان خودتون گفتید لطف کنید فقط در مورد زبان خودتون بحرفید^^^
کلهر
دوشنبه 15 دی 1393 01:05 ق.ظ
هرکسی بتوای وگرد منال ایلام روداری بکی منالیل کرماشان شوالی کنن هرکسش بتوای وگرد منال کرماشان روداری بکی پیشمرگه ی کردستان شوالگی دیده دور سری.
واران
یکشنبه 7 دی 1393 01:43 ب.ظ
ایلام قبلا بخشی از کرمانشاه بوده و شاید دلیل اینکه در مکتوبات قدیم زیاد نامی از ایلام برده نشده همین باشه.
در ایلام بیشتر مردم دره شهر لرزبان هستند (دره شهر قبلا جز استان لرستان بوده و بعد از تقسیمات کشوری یکی از شهرستانهای ایلام شده است)نمیدونم چرا لرزبانها اصرار دارن که ما ایلامیها لر هستیم؟!!!!!!!!!!!



واران
یکشنبه 7 دی 1393 12:37 ب.ظ
ایلامیم و به کرد بودنم افتخار میکنم.
مهران
پنجشنبه 24 مهر 1393 11:49 ب.ظ
ایلام کرده من بمیرم خودمو لر بحساب نمیارم جای لر یا تو کوه یا نظام
فرید
پنجشنبه 27 تیر 1392 09:07 ب.ظ
کردها و لرها دو قوم مختلف و متفاوتند. واسطه این دو قوم لک ها هستند ، واژه لک مشتق از اول کلمه لر و اول کلمه کرد است یعنی گروهی که کرد و لر هستند گویششان کردی و لری آمیخته به هم است. وجود قوم لک خود بارزترین دلیل تفاوت این قوم است.
کورد ایلام
یکشنبه 18 فروردین 1392 09:48 ق.ظ
پرورده کوردم ئیلام خاکمه
خاکی گه شتی کوردان دلی پاکمه

زور سپاس کاکه گیان هیوادارم هه مو کاتت بخیر و خوشی بیت
حسین
یکشنبه 4 فروردین 1392 05:04 ب.ظ
متعصفانه در باره زبان مردم ایلام تحقیق خوبی نشده مردم ایلام خود را کرد می دانند وقتی ما ایلامی ها در برخورد با کردهای شمال خود را کرد معرفی میکنیم با تمسخر مواجهه میشویم....
پاسخ محمد طاهر : دوست عزیز و کورد خودم
اینکه در مورد کورد ایلام تحقیق نشده جای بحث دارد
چراکه حتما مورخن و استادان اه قلم زیادی هستند که در مورد کورد ایلام نوشته اند
این وظیفه برعهده شما و دیگر کوردهای اهل ایلام هست که این مطالب و تاریخ و فرهنگ ادب خود را جمع آوری کرده و به مانند من در وبلاگی آن را در اختیار عموم قرار بدهید
یا اینکه مطالب خور را به ایمیل بنده ارسال کنید تا در وبلاگ خودم در قسمت کورد ایلام قرار بدهم
موفق باشید
منال ئیلام
دوشنبه 18 دی 1391 11:09 ب.ظ
ایلام الان کورد هستن.صداوسیماش کوردی حرف میزنن
اگه کسانی ناراحتن برگردن همون جایی که بودن این استان کورد نشین جاشون نیست.
بیشتر ایلام کورد هست حتی دره شهر هم نصفش کورده من خودم بدره ای ام بدره جز دره شهر است کوردی میحرفن. بیشتر آبدانان و دهلران کورد هست حــــــــــــــــــــالا من نمیدونم لرها چطور ادعای شبکه مستقل لری میکنن تو استان ایلام!!!!!
فرهنگ کوردها خیلی بهتره از لرها نه من بلکه همه ایران اینو میگن
دانی کرد ایلام
دوشنبه 18 دی 1391 08:25 ب.ظ
ایولا!گیام اره هرچیگ کرده!لعنت بر هر کسی ک میگه ایلام لره!من و کاک سیوان هم خیلی داریم زحمت میکشیم تا کردی ایلامی رو رواج بدیم!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نمایش نظرات 1 تا 30